على اصغر حلبى
296
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
حبس بار ديگر آزاد شد . بازهم فعاليتهاى سابق خود را از سر گرفت ، تا اينكه دشمنانش بر اساس فتوايى كه در باب زيارت قبور اولياء به سال 710 / 1310 صادر كرده بود ، بار ديگر وى را به دستور سلطان در ارگ دمشق زندانى كردند ( شعبان 726 / جولاى 1326 ) . اتاقى به وى اختصاص دادند كه در آن ابن تيميّه وقت خود را با برادرش وقف نوشتن تفسيرى بر قرآن كرد و نيز جزوههايى بر ضد بدگويان خود نوشت و كتابى مستقل نيز در باب مسائلى كه موجب حبس او شده بود پرداخت . ولى چون دشمنانش از اين موضوع خبردار شدند ، وى از كتب و قلم و كاغذ نيز محروم گرديد . اين براى او ضربت شكنندهيى بود ، و او هر چند با گزاردن نماز و خواندن قرآن خود را تسكين مىداد ، اما بيمار شد و پس از بيست روز ، شب يكشنبهء بيستم ذو القعدهء 728 / بيست و ششم سپتامبر 1328 رخت به جهان ديگر كشيد . مردم دمشق كه نسبت به او احترام خاصى داشتند ، مراسم تشييع و دفن با شكوهى برگزار كردند ، و تخمين زدهاند كه 000 / 200 مرد و 000 / 15 زن در مراسم دفن او در قبرستان صوفى حاضر گشتند . و ابن الوردى قصيدهء غرّايى در رثاى وى خواند . ابن تيميّه هر چند متعلق به مذهب حنبلى بود ، اما اصول آن مذهب را كوركورانه نمىپذيرفت و خود را « مجتهد فى المذهب » مىخواند . نويسندهء ترجمهء احوال او المرعى در كتاب الكواكب ( 148 و ما بعد ) برخى از نكاتى را كه در آن ابن تيميّه تقليد و حتى اجماع را انكار مىكرد بر شمرده است . وى در اغلب آثار خويش ادّعا مىكند كه تابع ظاهر كلمات و حروف قرآن و حديث است ، ولى اين را هم غلط نمىپندارد كه در مباحثات خويش قياس ( يعنى استدلال بر پايهء مقايسه ) را به كار بندد ( بويژهء در مجموعة الرسائل الكبرى ، 1 / 207 ) ؛ و در حقيقت وى رسالهء كاملى را مخصوص اين شيوهء استدلال كرده است ( همان مأخذ ، 2 / 217 ) وى كه دشمن سر سخت بدعتها بود به آيين پرستش اولياء و زيارت قبور انبياء حمله مىكرد : آيا پيامبر نگفت « شخص بايد تنها به زيارت سه مسجد برود : مسجد مكّه مكرّمه ، مسجد بيت المقدّس ، و مسجد من ( مسجد النبيّ ) » ( همان مأخذ ، 2 / 93 ) . حتى مسافرتى كه صرفا به قصد زيارت تربت پيامبر انجام گيرد معصيت است ( ابن حجر الهيتمى ، فتاوى ، 87 ) « 1 » . از سوى ديگر ، به پيروى از
--> ( 1 ) . ابن تيميّه زيارت قبور و مشاهد و اماكن مقدّس و بناى عمارات بر آنها را به استناد به احاديثى از قبيل « لعن اللّه اليهود و النصارى اتّخذوا قبور انبيائهم مساجد » و « لا تتّخذوا القبور مساجد فانّى انهاكم عن ذلك » و « اللّهم لا تجعل قبرى و ثنا تعبد » بدعت مىشمارد . و هر چند مخاطب او در اين سخن عامهء مسلمانان است . اما لبهء تيز انتقاد و حملهء او در منهاج السّنه ( 1 / 131 و ما بعد ) متوجّه شيعيان است كه براى مراقد ائمّهء اطهار